تبليغاتX
آستانه اشرفیه
پرسیدم : بارالها ، چه عملی از بندگانت تو رابه تعجب وا میدارد؟

پاسخ آمد :اینکه تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می برید ودوران پس از آن را در حسرت بازگشت به کودکی می گذرانید....

اینکه سلامتی خود را فدای مال اندوزی می کنید و سپس تمام دارائی خود را صرف بازیابی سلامتی می نمائید....

اینکه شما به قدری نگران آینده اید که حال را فراموش می کنید ، در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را .. !!

اینکه شما طوری زندگی می کنید که گوئی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر میگیرد که گوئی هرگز زنده نبوده اید....

پرسیدم : چه بیاموزیم ؟
پاسخ آمد :
<< بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی کشد ، ولی
 التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز دارد >>
نور دیده"

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 22:44 توسط امیر |



سال​ها دل طلب جام جم از ما مي​کردگوهري کز صدف کون و مکان بيرون استمشکل خويش بر پير مغان بردم دوشديدمش خرم و خندان قدح باده به دستگفتم اين جام جهان بين به تو کي داد حکيمبي دلي در همه احوال خدا با او بوداين همه شعبده خويش که مي​کرد اين جاگفت آن يار کز او گشت سر دار بلندفيض روح القدس ار باز مدد فرمايدگفتمش سلسله زلف بتان از پي چيست

 

وان چه خود داشت ز بيگانه تمنا مي​کردطلب از گمشدگان لب دريا مي​کردکو به تاييد نظر حل معما مي​کردو اندر آن آينه صد گونه تماشا مي​کردگفت آن روز که اين گنبد مينا مي​کرداو نمي​ديدش و از دور خدا را مي​کردسامري پيش عصا و يد بيضا مي​کردجرمش اين بود که اسرار هويدا مي​کردديگران هم بکنند آن چه مسيحا مي​کردگفت حافظ گله​اي از دل شيدا مي​کرد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 11:47 توسط امیر |

عید بر همگان مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 23:53 توسط امیر |

 

 

پارك ساحلي - استان گيلان - آستانه اشرفيه  

http://akkaseee.blogfa.com/

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 23:49 توسط امیر |

دیدی چشم به هم زدی پاییز هم تموم شد

شب یلدا اومد حتما بهتون خوش گذشته آره

واسه ما که عالی بود خدا رو شکر

ما هم به سهم خودمون لذت بردیم.

امیدوارم به همه خوش گذشته باشه

+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 0:24 توسط امیر |